عبدالله مستوفى

550

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

آقاى محمد صادق طباطبائى ، ميتوانستند ، ضعيف النفس‌هاى اكثريت را بوعده و نويد ربوده بقول خود مدرس اكثريتش را اقليت كنند . چنان كه كابينهء اول قوام السلطنه هم كه به پشتيبانى اكثريت مدرس روى كار آمده بود به همين علت اوراق شد و « واحديموت » دكتر مصدق و سخت‌گيرىهاى او بخصوص در مسأله اتهام غضنفرخان ، باعث و سبب تفرقهء آن گرديد . ولى بعد از كابينهء مشير الدوله ، مدرس باز عدهء خود را جمع‌آورى كرده ، اظهار تمايل بقوام السلطنه نمود ، و بار ديگر او را برياست وزراء رساند و در اين هشت ماهه هم ، او را نگاهداشت . ولى در اين وقت بواسطهء تمايل سردار سپه بحزب سوسياليست ، طبعا ناراضىها و آش و پلو طلب‌هاى اكثريت ، بجانب اقليت متمايل شدند و مجددا كابينه بىپشتيبان ماند ، و قوام السلطنه هم مطلب را دانست و در پنجم دلو ، استعفاى خود را بشاه تقديم داشت . كابينهء مستوفى الممالك شاه تمايل مجلس را پرسيد ، اكثريت جديد طرفدار مستوفى الممالك شد ، و در نهم دلو دستخط رياست وزراى او صادر گرديد . با اينكه مجلس ، در انتخاب وزراء آقاى مستوفى الممالك را بالمره آزاد گذاشت ، آقا پانزده روزى وقت خود را بمطالعه گذراند و بالاخره هم ، كه در بيست و پنجم دلو كابينهء خود را معرفى كرد ، با اين‌كه خود وزارت داخله را قبول كرده ، و سردار سپه هم در هرحال وزير جنگ بود كابينهء او دو نفر كم بود داشت . و بعد از آنكه در 23 حوت نصر الملك ( حسنعلى هدايت ) به جهت اختلاف با دكتر ميليسپو استعفا داد ، و كابينهء آقا خيلى تق‌ولق شد ، آقا با طلبيدن بهاء الملك ( عليرضا قره گوزلو ) براى وزارت ماليه و حاجى مخبر السلطنه ، ( مهديقلى هدايت ) براى فوائد عامه و اديب السلطنه ( حسين سميعى ) براى كفالت داخله و نصر الملك براى پست و تلگراف كابينهء خود را تكميل و بالاخره صورت ظاهر را تا حدى آرايش داد . اساسا كميت مستوفى الممالك ، در انتخاب هميشه لنگ بود ، و به همين جهت هروقت رئيس الوزراء ميشد ، بعد از يكى دو ماه هرجا حاكمى به جهتى از جهات ، از كار مىافتاد بدل او تا وقتى آقا بر سر كار بود ، تعيين نميشد . زيرا آقا ميخواست حاكم خوب بفرستد ، و حاكم خوبى كه به سليقه‌اش بچسبد ، گير نمىآورد . بطوريكه ، بعد از پنج شش ماه اكثر بلاد ، بوسيلهء كفيل‌هاى حكومت ، اداره و كارها بىرونق‌تر ميگشت . پيمان تجارتى ايران و شوروى ميدانيم ، بموجب يكى از مواد پيمان دوستى بين ايران و شوروى ، كه در سال 1299 منعقد شده بود ، بايد بين دولتين قرارداد تجارتى هم منعقد ، و ردوبدل و روابط تجارتى ، كه از سه سال قبل متروك مانده بود ، مجددا برقرار شود . ولى بستن مواد اين قرارداد كار آسانى نبود . زيرا تجارت با روسهاى كمونيست ، كه خريدار و فروشنده دولت است ، غير از تجارت با ساير دول است ، كه افراد يا تجارتخانه‌هاى طرفين بآزادى تجارت ميكنند تجارت آزاد مستلزم رقيب ، و همان وجود رقيب باعث نزديك شدن معاملات به مزد و مايه